عمل زیبایی مرلین مونرو 2022-03-06

تغییرات ظاهری مریلین مونرو برای بالا بردن اعتماد به نفس خود

مادر گلدیس یک بار دیگه ازدواج کرد که خیلی زود هم جدا شد. با وجود آب و هوای رویایی لس آنجلس، گلدیس از اتفاقاتی که توی زندگیش افتاده بود آسیب روحی شدیدی خورده بود. ولی فاکس فیلم‌ها و نقش‌های نه چندان خوب براش در نظر می‌گرفت.

۱۹۵۳: درخشش ستاره

مونرو در سال ۱۹۵۲ در مصاحبه ای گفت که هیچوقت به نظرش اندامش عالی نبوده. او بلافاصله بعد از شروع به کارش در سینما، ورزش را شروع کرد. هر روز صبح با وزنه های کوچک ورزش می کرد و عضلات مختلفش را ورزش می داد. این ستاره ی هالیوودی به ندرت موهای خود را بالا می داد.

یک سال دیگه همین فیلم رو با یه عنوان دیگه با تقریبا یه تیم جدید ساختن. اسم اون فیلمه هم هست «Move Over, Darling». داشت می‌رفت تا از زیر بار این سیستم استودیویی در بیاد. کمپانی تصمیم گرفت فیلم رو بدون مرلین بسازه. همه عوامل موفق فیلم‌های قبلی که با حضور مرلین موفق شده بودن رو هم آورد. فاکس هم حرصش گرفت، یه بیانیه صادر کرد که حسابی حال مرلین رو بگیره!

از اینایی که دست‌هاشون رو نمی‌تونن تکون بدن. بالاخره ۲۰ ژانویه ۱۹۶۱، بعد از ۵ سال، ازدواج سوم مرلین هم به جدایی ختم شد. مرلین از قصد تاریخ جداییشون رو ۲۰ ژانویه انتخاب کرده بود. ۲۰ ژانویه تاریخی هست که رئیس جمهورهای آمریکا کارشون رو توی کاخ سفید شروع می‌کنن. کندی رای آورده بود و قرار بود ۲۰ ژانویه ۱۹۶۱ کارش رو توی کاخ سفید شروع کنه.

گفتن خب الآن که نمی‌دونیم نورما رو چیکار کنیم. خب پس جیم بیاد با نورما ازدواج کنه تا مشکلات برطرف بشه! نورما هم که همین روزا ۱۶ ساله میشه و دیگه از این نظر توی ایالت کالیفرنیا برای ازدواج کردن مشکلی از نظر قانونی نداره. وقتی پیشنهاد رو به این دو تا میدن، نورما که نمی‌دونست باید چیکار کنه. اگه قبول نمی‌کرد، باید می‌رفت تو پرورشگاه زندگی کنه. یعنی نورما یه جورایی مجبور شد قبول کنه.

چون معمولا جای بوسه‌ی افراد مختلف روش هست. یه چیز جالب دیگه این که روی سنگ قبر مرلین که به صورت ایستاده هست، یه گلدون چسبیده که خالیه. برای مدت ۲۰ سال، هفته‌ای ۳ بار، ۶ تا گل رز صورتی میومد توی این گلدون. این پزشک متخصص برای مرلین یک روتین پوستی خاص طراحی کرده بود که بسته به زمان و شرایط تغییر می‌کرد.

لباس یقه اسکی ساده با شلوار سفید یکی دیگر استایل های جاودانه آمریکاییان می باشد که هنوز هم مد روز می باشد. مثل این که رابطه‌ی اونا به جاهای باریک هم کشیده و عجیب‌تر این که تا زمان ریاست جمهوری کندی هم پیش رفته. چیزی که خیلی محکم و با قدرت میشه گفت اینه که این دو نفر ۴ بار هم رو ملاقات کردن. که ۲ بار اول توی جمع و مراسم‌ها عمومی بوده و بار سوم، توی خونه‌ی «پیتر لاوفورد» شوهر خواهر رئیس جمهور، تنها بودن و جورایی کارشون به تخت‌خواب هم کشیده.

او برای بازی در بعضی‌ها داغشو دوست دارن (۱۹۵۹) که یک موفقیت انتقادی و تجاری بود، جایزهٔ بهترین بازیگر زن گلدن گلوب را دریافت کرد. آخرین فیلم تکمیل‌شدهٔ او، درام ناجورها (۱۹۶۱) بود. مونرو در نهایت با فاکس قرن بیستم قرارداد بست و به همراه مدیر اجرایی بن لیون، این دو با نام مریلین مونرو به روی صحنه آمدند.

نظر کاربران

اینگرید برگمن، بازیگرسوئدی در لباس نقش خود برای فیلم «النا و مردانش» در فرانسه دیده می‌شود. به گفته پزشکی که اسناد پزشکی او را به حراج گذاشت، مریلین پس از اینکه یکی او را با لقب “حیرت انگیز بی چانه” خطاب کرد، تصمیم گرفت این روش درمان زیبایی را انجام دهد. نسبت های بدنی مونرو با استانداردهای زیبایی آن زمان مطابقت نداشت. مثلاً گفته می شود سرش بزرگ، پاهایش کوتاه و بالاتنه اش بلندی بود. شاید به همین خاطر بود که بسیاری قد او را کوتاه تر از آن چیزی که واقعاً بود می دانستند. مونرو بیشتر اوقات اندام خود را به قدر کافی بی عیب و نقص نمی دانست.

فیروز کریمی به شهاب حسینی هم رحم نکرد!

هر هفته می‌رفت پیشش و برمی‌داشت می‌بردش سینما. می‌دونست که اون به چه چیزایی علاقه داره و از طریق همون چیزا بهش روحیه می‌داد. برای بچه حرف می‌زد، اونم چه حرف‌هایی!

عوارض جوانسازی واژن با لیزر مونالیزاتاچ چیست؟ + مزایا، کاربرد و هزینه

این احتمالا به این خاطر بود که خودش قبلا اون جای اونا وایستاده بود. همون موقع‌هایی که با مادرش یا با گریس می‌رفتن هالیوود و ساعت‌ها وایمیستادن تا سلبریتی‌های محبوبشون رو برای یه لحظه هم که شده ببینن. و حالا خودش داشت به عنوان یه سلبریتی تازه شناخته شده، به بقیه امضا می‌داد.

وقتی میرم ازین سرچ‌ها می‌کنم، شاید یکی از لذت‌بخش‌ترین قسمت‌های کار بایوکسته برام. آرزوم اینه که یه روزی همچین متنی رو توی خود لس آنجلس جلوی همین خونه بنویسم! یا برم جلوی اون خونه براتون فیلم بگیرم بذارم تو کانال یوتیوب بایوکست. لوکیشنش رو می‌ذارم توی شو نوت این اپیزود، اگه دوست داشتید برید ببینید. یا چمیدونم اگه کسی اون نزدیکا هست، یه عکس هم بگیره برام بفرسته که به اشتراک بذارم.

اون تونست تو اون زمان، یه قرارداد با مبلغ ۱۰۰ هزار دلار به ازای هر فیلم با فاکس ببنده. این یعنی مالکیت فیلم برای MMP می‌موند. «شاهزاده و مانکن» یا «The Prince and the Showgirl» اولین فیلمی بود که MMP ساخت. حالا مرلین، همون‌طور که توی کنفرانس گفت، تصمیم گرفته بود شروع کنه روی خودش کار کردن. هم روی مسائل شخصیش و هم روی پیشرفت بازیگریش.

نمک بیش از حد نه‌تنها منجر به مشکلاتی مانند فشار خون یا نفخ می‌شود، بلکه پوست را کم‌آب می‌کند و آن را پوسته پوسته می‌کند. علاوه‌بر‌این مصرف غذاهای پرنمک می‌تواند با احتباس آب، باعث تورم پوست و در نتیجه پف کردن چشم شود. او یکی از طرفداران پروپاقرص کرم‌های مرطوب‌کننده و کمی چرب بود.

ارسال نظر

عکسی که مرلین با لباس سفید‌رنگ مشهورش توی خیابون روی هواکش مترو وایستاده و مترو که رد می‌شه باد می‌زنه و دامنش رو بالا می‌بره. اونم مثلا سعی می‌کنه نذاره دامنش بره بالا. این صحنه باعث شد مرلین بیشتر از همیشه سر زبون‌ها بیوفته. تا حدی که عکسش بعد از بیشتر از ۶۵ سال هنوز هم خیلی جاها دیده میشه و افراد خیلی زیادی اصلا مرلین رو با همین عکس می‌شناسن. شهرت این صحنه به حدی شد که تا به حال ازش کلی مجسمه ساختن. از جمله یه مجلسه‌ی بزرگ ۸ متری که تا به حال خیلی جاها نمایش داده شده.

در واقع شد نورمای ۱۱ ساله با ۳ تا بچه‌ی ۸ تا ۱۲ ساله. البته گریس هر ماه یکم پول می‌فرستاد براشون. نورما تو اون ۲ سالی که اون‌جا بود، با پسر دایی و دختر دایی‌هاش می‌رفت مدرسه.

کمی بعد، همسرش مارتین ادوارد مورتنسن، گلادیس را ترک کرد و یک مادر تنها با مریلین و دو خواهر و برادر ناتنی اش از ازدواج اولش باقی ماند. امروز، ۲۱ فوریه، سالروز ترور مالکوم ایکس، رهبر برجسته جنبش حقوق مدنی و ملی‌گرایی سیاه‌پوستان آمریکا در سال ۱۹۶۵ است. در این روز، مالکوم ایکس در یک گردهمایی در هارلم، نیویورک ترور شد.

نوامبر ۱۹۵۴ کمپانی براش یه فیلم موزیکال در نظر گرفته بود و روش حساب کرده بودن. از این ور آمریکا، تو ساحل غربی، پاشد رفت اون طرف، تو ساحل شرقی! فکر کنید عوامل سر صحنه حاضر بودن، آماده‌ی این که خانم مونرو تشریف بیارن، مرلین کجا بود؟! با یه پالتوی پوست راسوی مشکی، یه کلاه‌گیس با مدل موی پسرونه‌ی مشکی، یه عینک آفتابی و با هویت جعلی «زلدا زونک» نشسته بود تو هواپیما و دِ فرار! تا خود نیویورک داشت از استرس سیگار می‌کشید و ناخوناشو می‌جوید. به محضی که هواپیما نشست، کلاه‌گیس رو برداشت و دوباره موهای بلوند فر معروفش رو ریخت بیرون.

چند سالی بود که یه قسمتی از لس آنجلس خیلی سر و صدا کرده بود و خیلی‌ها رفته بودن اون‌جا و مشغول شده بودن. گلدیس هم رفت هالیوود تا شاید کاری پیدا کنه. اون توی یه کمپانی مشغول بریدن نگاتیوها شد. سال ۱۹۲۳، ۵۷۶ فیلم صامت سیاه و سفید تولید شد و صنعت فیلم‌سازی تازه پا گرفته بود.

پشتیبانی 24 ساعته

یکی از دلایلی که دوستای زیادی نداشت، هم شاید نوع لباس‌هایی بود که می‌پوشید. فقط ۲ دست لباس آبی‌رنگ ساده از زمان پرورشگاه داشت که همون‌ها رو آورده بود و می‌پوشید. کفش هم فقط کفش‌های تنیس و صندل‌های مکزیکی می‌پوشید که قیمتشون خیلی ارزون بود. بعد یه مدتی گلدیس دست نورما رو گرفت و به یه خونه ۶ اتاق‌خوابه رفت. این خونه رو با یه خانواده انگلیسی که همه یه جورایی بازیگر بودن اجاره کرده بود.

مرلین مونرو علاوه بر حرفه سینمایی‌اش، پیشگامی برای حقوق زنان نیز بود و در طول دوران حضورش در هالیوود، هنجار‌های جنسیتی را به چالش کشید. او در سال 1954 شرکت تولیدی خود را با نام مرلین مونرو پروداکشنز تأسیس کرد که به او کنترل بیشتری بر حرفه و انواع نقش‌هایی که بازی کرد، داد. همین‌طور که اینا داشتن کارشون رو انجام می‌دادن یهو یکی میاد توی اتاق و میگه من دکتر مرلینم. کیفش رو باز می‌کنه، یه سرنگ با یه سوزن بزرگ درمیاره و یه مایعی رو توی قفسه سینه‌ی مرلین تزریق می‌کنه. بعد هم پلیسا میان و جسد رو بیرون می‌برن. البته من به این روایت هم خیلی نمی‌تونم اعتماد کنم.

اما تا خواست اقدامی کنه، مرلین با آرتور میلر وارد رابطه شده بود. جو هم رفته بود با زن‌هایی که هر کدوم یه شباهتی به مرلین داشتن وارد رابطه شده بود. تا مرلین زنگ زد و به جو وضعیتش رو توضیح داد، جو سریع خودش رو رسوند نیویورک. درخواست آزادی مرلین رو از زندانش توی کلینیک داد.

عکس‌هاش با چهره‌ای که چشم‌هاش رو به طرز ماهرانه‌ای فریبنده و دلربا کرده و لباسای بدن‌نما پوشیده، توی اتاق هر پسری پیدا می‌شد. و یکی هم همون نورما جین، یه بچه‌ی اضافیِ تنهای غمگینِ افسرده که همه بهش زور می‌گفتن و می‌خواستن محدودش کنن. درسته که اولش این کمپانی فاکس بود که مجبورش کرد اسمش رو عوض کنه. اما حالا اون در غالب اون اسم، یه شخصیت جدید برای خودش ساخته بود. سال‌ها بود که برای فرار از نورما جین درونش مرلین رو ساخته و پرداخته کرده بود. اما استراسبرگ داشت دوباره نورما جین رو میاورد رو تا مشکلات اونو حل کنه.

۱۹۲۶–۱۹۴۳: کودکی و نخستین ازدواج

چون عادت نداشت تنهایی و بدون مربی کار کنه. بنابراین پائولا، همسر لی استراسبرگ، اومد تا سر فیلمبرداری مربیش باشه. اون‌ها تا آخر شب توی لوکیشن یا پشت استودیو با هم تمرین می‌کردن و همین باعث می‌شد مرلین خیلی خسته بشه و شب‌ها خوابش نبره. فیلمبرداری «Bus Stop» توی چند شهر مختلف انجام شد. بعد از تاسیس Marilyn Monroe Productions که به اختصار بهش می‌گفتن MMP، مرلین رسما از سیستم استودیویی هالیوود خارج شد و این شروعی بود بر پایان این سیستم توی هالیوود. حالا مرلین می‌تونست برای قرارداد کاملا جدیدی و این بار از موضع بالاتر با کمپانی فاکس وارد مذاکره بشه.

او برای اینکه پوستی محکم داشته باشد چند وقت یک بار حمام با آب یخ را امتحان می‌کرد. احتمالا برای شما هم سوال شده که وقتی مرلین مونرو روی صندلی آرایشگر می‌نشست تا موهایش را برایش رنگ کند، چه رنگی را انتخاب می‌کرد. رنگی که مرلین مونرو همیشه انتخاب می‌کرد طیف خاصی از بلوند به نام Pillow Case White بود.

از اون طرف بخاطر همون مسائل، تونسته بود از طرف جو ترحم بگیره و اختلاف‌ها به طور موقت فراموش شده بودن. مرلین هر چند وقت یک بار می‌رفت لس آنجلس و توی یکی دو تا فیلم بازی می‌کرد و باز برمی‌گشت پیش جو. در کل ترجمه جمله‌ی زیرش یکم سخته چون خب خیلی قدیمیه.

هواپیمائی هم که می‌گم نه یه هواپیمای معمولی ها. در واقع این پهپادی که توی عکس نورما هست، پهپاد OQ-۲ـه که اولین هواپیمای بدون سرنشین دنیاس که به تولید انبوه رسید. دورانی که اگر نبود، این قسمت از بایوکست هم نبود!

موقعی که مرلین و کندی با هم آشنا شدن (که ظاهرا فرانک سیناترا واسط این آشنایی بوده)، هنوز کندی یه سناتور بود. کنسل شدن این فیلم دست مرلین رو از به دست آوردن یه رکورد کوتاه کرد. اگر اون صحنه‌ی برهنه‌ی مرلین پخش می‌شد، مرلین تبدیل به اولین ستاره‌ی جریان اصلی هالیوود در عصر پس از سینمای صامت می‌شد که بصورت برهنه تصویرش روی پرده سینماها اومده.

یعنی جو می‌دونست قراره کی رو ببینه ولی مرلین نمی‌دونست. حالا کجا همو دیدن؟ جایی که بعد گذشت بیشتر از ۶۸ سال، هنوز ساختمونش سر جاشه! تو بلوار سان‌ست تو غرب لس آنجلس؛ نزدیکای بورلی هیلز (که امیدوارم همین الآن از اون خیابون شنونده داشته باشیم!) یه رستوران ایتالیایی بود به اسم «ویلا نوا». چرا می‌گم بود؟ چون الآن سال‌هاست که اسمش عوض شده.

اون‌جا کلی نمایشنامه خوند و بازی کرد. توی این کلاس‌ها خیلی فعال بود؛ کلی مطالعه می‌کرد. در کل بودن توی Actor Lab خیلی به پیشرفت و بالا رفتن اعتماد به نفسش کمک کرد. با این وجود ۲ تا نقش کوتاهی که تا الان بازی کرده بود، کمکی به مطرح شدنش توی عرصه بازیگری نکرد و نهایتا قراردادش با فاکس تمدید نشد. پس مجبور شد دوباره برگرده سر کار مدلینگ.

عمل زیبایی مرلین مونرو چه بود؟

هر روز صبح، قبل از اینکه خسته شود، چند تمرین ساده برای تقویت بالاتنه‌اش کنار تخت انجام می‌داد. در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد. در نهایت او با استفاده از روغن‌های طبیعی، پاک‌کننده‌های روغنی و شیرپاک‌کن‌ها با خشکی پوست مقابله کرده است. استفاده از لوسیون قبل از خواب، راه دیگری برای کنترل خشکی پوست است. درعوض، او یک «روال ساده برای سفت کردن سینه» داشت که شامل بلند کردن وزنه‌های تقریبا یک کیلویی بود و این حرکت را ۱۵ بار انجام می‌داد.

یه اتفاقی این وسط افتاد که به این مساله خیلی کمک کرد. اون سال‌ها اوج جریان سانسور توی سینما و رسانه‌های آمریکا بود. کمپانی فاکس خبردار شد و در حالی که می‌خواستن جلوش رو بگیرن، خبر به رسانه‌ها درز کرد.

او در طول جنگ جهانی دوم ابتدا در کارخانه‌ای مشغول به کار شد؛ ولی کمی بعد با عکاسی از فرست موشن پیکچر یونیت دیدار و حرفهٔ جدیدی را به‌عنوان یک مدل پین‌آپ موفق آغاز کرد. پس از آن، مونرو قراردادهای کوتاه‌مدتی با شرکت‌های فاکس قرن بیستم و کلمبیا پیکچرز بست و مدتی در نقش‌های جزئی ظاهر شد. لی استراسبرگ یکی از بزرگترین مدرسین بازیگری هالیووده. سبکی هم که کار می‌کنه بهش میگن Method acting. این متد اکتینگ رو یه آقای روس به اسم «کنستانتین استانیسلاوسکی» پایه‌گذارش بوده.

در سال 1952، مرلین نقش موفقیت‌آمیز خود را در “نیاگارا” ایفا کرد و به دنبال آن بازی نمادین او در “آقایان  بور‌ها را ترجیح می‌دهند” در سال 1953. او به سرعت به یکی از بزرگترین ستاره‌های هالیوود تبدیل شد که به دلیل زیبایی، استعداد و صدای خشن خود شناخته می‌شود. دکتر روان‌شناسش که وضعیت مرلین رو دید، نگران شد و بهش پیشنهاد داد یه مدت بره یه کلینیک خصوصی تا یکم استراحت کنه و اونجا مراقبش باشن. موقع پذیرش هم برگه‌ها رو با اسم مستعار پر کرد. اما اتاقی که براش تدارک دیده بودن یه اتاق معمولی نبود.

{

۴- فرم چانه اش را تغییر داد

|}

مدلینگی که با یه مرد غریبه‌ای می‌کرده. یه عکاس جذاب و خوش‌تیپ با چشم‌های آبی که تجربه‌ی کار توی شهرهای اروپایی مثل لندن، پاریس و رم رو داشت و الآن اومده بود هالیوود کار کنه. اما یک روزی وسط این کار پر فشار، یه اتفاق ویژه افتاد که زندگی نورما رو یه جورایی به قبل و بعد از این اتفاق تبدیل کرد.

نورما میاد این عکس‌ها رو به جیم نشون میده و جیم تازه متوجه میشه این آدم خیلی با ۱۸ ماه قبلش فرق کرده. همچین چیزی برای یه مرد تنومند که توی ارتش بوده یکم سخت بود. همین موقع‌ها نورما با این عکاسه میره مسافرت عکاسی. نورما خیلی اصرار داشته که باید اتاق جدا برام بگیرید.

{

داستان مریلین مونرو؛ از نورما جین تا جراحی زیبایی و تبدیل شدن به نماد جذابیت زن

|}

دلیل این اتفاقات این بود که نورما از بچگی همیشه توی تنهایی بود. بنابراین این دختر همش به مردهایی مثل جیم یا همین عکاسه پناه می‌برد تا محبت و توجه دریافت کنه. پیش‌بینی می‌کرد این عکاس‌ها الآن عکاس هستن و بعدا شاید تهیه‌کننده‌ی سینما بشن یا پاشون به هالیوود باز بشه. بنابراین این می‌تونه یه راهی باشه که اون هم راهی هالیوود بشه و به رویاش برسه.

گریس بعضی یکشنبه‌ها نورما رو می‌برد تا بیمارستان مادرش رو ببینه. توی اون دیدارها گریس از نورما و کارایی که کرده برای گلدیس تعریف می‌کرد. اما گلدیس انگار توی یه دنیای دیگه بود. فقط می‌نشست گوش می‌داد و هیچ عکس‌العمل خاصی نشون نمی‌داد! انگار اصلا دلش نمی‌خواست به دنیای واقعی برگرده. گریس خیلی به نورما کمک کرد تا حس خوبی نسبت به خودش و زندگیش بگیره.

یه بار اون زمانی که توی لندن بودن، دفترچه‌ی یادداشت آرتور روی میز ناهارخوری جا مونده بود و مرلین برداشت اون رو خوند. این که دقیقا چی توی اون دفترچه بود هیچ وقت معلوم نشد. اما یه جا نوشته بود اون‌جا در این مورد خونده که آرتور در مورد ازدواجشون طور دیگه‌ای فکر می‌کرده. از نظر آرتور، رفتارهای مرلین مثل یه کودک غیرقابل پیش‌بینیه. آرتور فکر می‌کرده مرلین یه زن بیچاره با رفتار بچه‌گونه‌س.

مولتن» برای فیلم «همه‌چیز درباره ایو (All About Eve)» تقدیم کرد. دختری که تا همین چند سال پیش، خونه و خانوده‌ی درست و حسابی‌ای نداشت و از این‌جا به اون‌جا پاسش می‌دادن و بیشتر توی یتیم‌خونه بزرگ شده بود، حالا روی سن اسکار بود. این بار با یه داستان نسبتا قدیمی سر و کار داریم. داستانمون از اوایل قرن ۲۰ میلادی یعنی حدودا ۹۰ سال قبل شروع میشه و قبل از به دنیا اومدن جف بزوس که داستان زندگیش رو توی قسمت قبل گفتم تموم میشه!

مثلا میگن مرلین توی صحبت‌های این دو تا برادر، از یه راز خیلی سری خبردار شده بوده. اون راز هم این بوده که ظاهرا آمریکا داشته برنامه‌ریزی می‌کرده تا فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا، رو به قتل برسونه. ضمن این که اگر مرلین یه کنفرانس می‌ذاشته و می‌گفته که جان اف. کندی رابطه خارج از ازدواج داشته، این برای وجهه‌ی رئیس جمهور و کلا کشور آمریکا خیلی بد بوده. رابرت کندی می‌بینه اوضاع داره خراب میشه، تصمیم می‌گیره مرلین رو بکشه؛ اما طوری که خودکشی به نظر برسه. حالا چه جوری؟ اون توی این توطئه تنها نبوده.

مرلین ۲۵ ساله و جو ۳۷ ساله با هم وارد رابطه شدن. و این جدایی یه جورایی به نورما کمک می‌کنه تا به رویاهاش نزدیکتر بشه. تصمیم می‌گیره بره دنبال رویای اصلی خودش، یعنی بازیگری. به چند هم نفر می‌سپره ولی اون‌ها بهش می‌گن که الکی نیستش، از هر ۱۰۰ نفری که اقدام می‌کنن شاید یک نفر بتونه کارش بگیره. درسته که تو جلوی دوربین خوبی ولی دلیل نمیشه که.

اون حتی اجازه‌ی ثبت این دیدارها رو به عکاسا و خبرنگارا نمی‌داد. چون اونا بازم می‌خواستن از توی این دیدارها، عکس‌های جذاب جنسی در بیارن. آخرای بهار ۱۹۴۸ مرلین تونست یه حقوق منظم از استودیو دریافت کنه. البته آقای کارول (اون بازیکن گلفه) همچنان بهش کمک مالی می‌کرد.

دوباره این نورما بود که کسی اونو نمی‌خواست. دلا، مادر گلدیس توی سال ۱۹۱۷ و وقتی گلدیس ۱۵ ساله بود با یکی آشنا شد و بدون ازدواج با اون شروع به زندگی کرد. گلدیس از این اتفاق راضی نبود و برای این که از اون خونه بیاد بیرون با مردی به نام جان نیوتون بیکر ازدواج کرد. و تا کمتر از ۲ سال بعد یک پسر و یک دختر به دنیا آورد.

توی مدرسه به همه می‌گفت هردوی پدر و مادرم توی تصادف مردن و از این طریق کلی ترحم و توجه می‌گرفت و باهاش خوب رفتار می‌شد. تو یتیم‌خونه‌ی لس آنجلس که نورما رو برده بودن اون‌جا، انواع و اقسام بچه بود. بچه‌های رهاشده تو خیابون، بی‌پدر و مادر و بچه‌های فقیر که خانواده‌شون توانایی تامین مخارجشون رو نداشتن و از این مدل بچه‌ها. نورما حدود ۲ سال اون‌جا بود و طی این دو سال، گریس هر هفته شنبه‌ها می‌رفت و برمی‌داشت می‌بردش بیرون. می‌رفتن سینما فیلم می‌دیدن و غذا می‌خوردن. اون دوران، دوران اوج یه بازیگری به اسم «جین هارلو» بود.


عمل زیبایی قبل و بعد
عمل زیبایی قرنیه چشم
عمل زیبایی قسطی
عمل زیبایی قوزک پا
عمل زیبایی غبغب
عمل زیبایی قسطی اصفهان
عمل زیبایی قپ قپ
عمل زیبایی قسطی در تهران
عمل زیبایی قد
عمل زیبایی قیمت